یه اتفاقایی افتاد که توی زمستون و اواخر پاییز بهشون خیلی ریز اشاره کردم و زندگیم رو بهم ریخت و نیمخوام بهشون بیشتر اشاره کنم و حتی بهشون فکر کنم ، چون دیگه گذشتن و مهم نیستن برام، بعضی وقتا میگم کاش اینطوری نمیشد یا حداقل طوری نمیشد که درس خوندن رو ول کنم ولی مدتیه 2باره شروع شده . دوباره خیلی وقته که پر از انگیزم.
همش هم میشنوم اینو از خودم که سخت نیست . کافیه بخوای..

امیدوارم امید الکی نباشه.امیدوارم ایندفه زندگی سخت نگیره تا به نتیجه برسم...
ی عکس مهمون من و دوربینم(کلیک کنید:)
مــــــــــــاه
برچسب:
نویسنده: آبتین هاشمی